Banak va Goonagoon

بنک و گوناگون

از مکتوبات عبدالله قطب

از مکتوبات عبدالله قطب

ای اخوان شربت نصیحت از کف ناصح موفق گوش کنید . هر حدیثی که نه از خدای یا یوم آخر است ، لغو شمارید وهر کار که نه برای خدا وروز باز پسین است لهو دانید . خانه چه می سازید چون خراب می شود ، جامه چه می دوزید چون می پوسد . یارچه می گیرید چون می میرد ، امید به خلق چه می دارید چون (( ماتشائون الا آن یشاء الله )) بیم از ایشان چه می دارید چون (( ان الحکم الا لله )) دانید که صوفیان چون دست افشانند ، دست از چه افشانند ؟ از هرچه در دست دارند وچون پای کوبند بر چه کوبند ؟ بر هر چه دامن گیر ایشان باشد مردم با دست افشانی روی به این راه کنید وهرچند غول مردم خواره شمارا ندا کند روی باز پس مکنید ، دانید غول مردم خواره چیست ؟ طبع آدمی که نیش در روح او فرو برده وطمع کرده که اورا اطعمه خود سازد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مرداد1393ساعت 19:3  توسط علی فرزانه  | 

گلی از باغ معرفت

گلی از باغ معرفت

 ادب

ادب چیست ؟  دست درازی نکردن وازتناول اموال مردمان بغیر حق خود را نگاه داشتن وفرمان جهان آفرین که پیغمبران دانند که چیست وبه مردمان رسانند بجای آوردن واگر ادب نگاه ندارد ولا ابالی وبی باک زید ، چون جهان نهاد اورا ویران سازد ، اورا بدست موکلان نهان جهان که ایشانرا زبانیه گویند بازگذارند تا صدا از این بیداد که جهان در ظاهر با او کرد ، ایشان در باطن با او کنند وجهان آفرین فریاد رسی وی نکند وهرچند فغان وفریاد کند، حجب کبریا نگذارد که فریاد او به پیشگاه رحمانیه رسد .

(( از مکتوبات عبدالله قطب )) نقل از روزنامه پارس 1358

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مرداد1393ساعت 18:2  توسط علی فرزانه  | 

تبریک انتصاب

بنام خداوند منان

 جناب آقای احمد خاک نژاد .

باعرض سلام بقرار اطلاع از کنگان نیوز جنابعالی ، به معاونت سیاسی اجتماعی فرمانداری محترم کنگان منصوب شده اید باعت خوشوقتی وسرور است ، بدین وسیله ضمن عرض تبریک به مناسبت احراز این پست حساس موفقیت جنابعالی را در امر محوله از پروردگار بی همتا تمنا دارم . 

وقل  اعملوا  فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون . ومن الله التوفیق  .

جمعه ۲۷ ماه مبارک رمضان ۳ مرداد ۹۳  علی فرزانه .

+ نوشته شده در  شنبه 4 مرداد1393ساعت 3:20  توسط علی فرزانه  | 

دعاى وداع ماه مبارك رمضان

دعاى وداع ماه مبارك رمضان ((اَلْحَمدُلِلّهِ وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذينَ اصْطَفى )) چنين گويد اين گنه كار روسياه عبّاس قمّى عَفَى اللّهُ عَنْهُ بعد از آنكه بعون اللّه تعالى كتاب مفاتيح الجنان را تاءليف نمودم و در اقطار منتشر گشت بخاطرم رسيد كه در طبع دويّم آن بر آن زياد كنم دعاى وداعى براى ماه رمضان و خطبه روز عيد فطر و زيارت جامعه ائمّة المؤ منين و دعاى ((اَللّهُمَّ اِنّى زُرْتُ هذَا الاِْمامَ)) كه در عقب زيارات خوانده مى شود و زيارت وداعى كه هر يك از ائمّه عليهم السلام را به آن وداع كنند و رُقعه اى كه براى حاجت مى نويسند و دعائى كه در غيبت امام عصر عجل اللّه فرجه بايد خوانده شود و آداب زيارت به نيابت بواسطه كثرت حاجت به اينها لكن ديدم هرگاه اين كار را كنم فتح بابى شود براى تصرّف در كتاب مفاتيح و بسا شود بعضى از فضولان بعد از اين در آن كتاب بعضى از ادعيه ديگر بيفزايند يا از آن كم كنند و به اسم مفاتيح الجنان در ميان مردم رواج دهند چنانكه در مفتاح الجنان مشاهده مى شود لاجرم كتاب را به همان حال خود گذاشتم و اين هشت مطلب را بعد از تمام شدن مفاتيح ملحق به آن نمودم و به لعنت خداوند قَهّار و نفرين رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمّه اطهارعليهم السلام واگذار و حواله نمودم كسى را كه در مفاتيح تصرّف كند اينك شروع كنيم به ذكر آن هشت مطلب. اوّل دعاى وداع ماه مبارك رمضان است شيخ كلينى رضوان اللّه عليه در كتاب كافى روايت كرده از ابوبصير از حضرت صادق عليه السلام اين دعا را براى وداع ماه رمضان . اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ خدايا تو فرمودى در قرآنت كه نازل فرمودى : شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ وَهذا شَهْرُ رَمَضانَ وَقَدْ تَصَرَّمَ ((ماه رمضانى كه نازل شد در آن ماه قرآن )) و اين ماه رمضان است كه گذشت فَاَسْئَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَكَلِماتِكَ التّآمَّةِ اِنْ كانَ بَقِىَ عَلَىَّ ذَنْبٌ لَمْ پس از تو خواهم به ذات بزرگوارت و كلمات تامه و كاملت كه اگر گناهى به گردن من باقى مانده تَغْفِرْهُلى اَوْتُريدُ اَنْ تُعَذِّبَنى عَلَيْهِ اَوْ تُقايِسَنى بِهِ اَنْ [لا] يَطْلُعَ فَجْرُ كه آنرا نيامرزيده اى يا مى خواهى مرا به جرم آن عذاب كنى يا بدان مرا بسنجى (مى خواهم ) كه طلوع نكند سپيده دم هذِهِ اللَّيْلَةِ اَوْ يَتَصَرَّمَ هذَا الشَّهْرُ اِلاّ وَقَدْ غَفَرْتَهُ لى يا اَرْحَمَ اين شب يا بگذرد اين ماه جز آنكه آمرزيده باشى آنرا از من اى مهربانترين الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ بِمَحامِدِكَ كُلِّها اَوَّلِها وَآخِرِها ما قُلْتَ مهربانان خدايا ستايش تو را است به همه ستايش هايت آغازش و انجامش چه آن ستايشهايى كه لِنَفْسِكَ مِنْها وَما قالَ الْخَلاَّئِقُ الْح آمِدُونَ الْمُجْتَهِدُونَ الْمَعْدُودُونَ خودت براى ذات خود بيان كرده اى و چه آنها كه آفريدگان ستايش كننده و كوشا و معدودى الْمُوَفِّرُونَ ذِكْرَكَ وَالشُّكْرَ لَكَ الَّذينَ اَعَنْتَهُمْ عَلى اَدآءِ حَقِّكَ مِنْ كه بسيار ياد تو كنند و سپاست گزارند به زبان آرند آنانكه ياريشان كردى بر اداى حق خود از اَصْنافِ خَلْقِكَ مِنَ الْمَلاَّئِكَةِ الْمُقَرَّبينَ وَالنَّبِيّينَ وَالْمُرْسَلينَ طبقات مختلف آفريدگانت از فرشتگان مقرب و پيمبران و مرسلين وَاَصْنافِ النّاطِقينَ وَالْمُسَبِّحينَ لَكَ مِنْ جَميعِ الْعالَمينَ على اَنَّكَ و طبقات ديگر از گويندگان و تسبيح كنندگانت از همه مردم عالم (ستايشت كنم ) بر اينكه بَلَّغْتَنا شَهْرَ رَمَضانَ وَعَلَيْنا مِنْ نِعَمِكَ وَعِنْدَنا مِنْ قِسَمِكَ ما را به ماه رمضان رساندى و ما در زير بار نعمتهاى تو بوديم و در نزد ما بود بهره هاى تو وَاِحْسانِكَ وَتَظاهُرِ امْتِنانِكَ فَبِذلِكَ لَكَ مُنْتَهَى الْحَمْدِ الْخالِدِ و احسانت و منّت هاى پى در پيت و به همين جهت تو را ستايش كنم به آخرين حد ستايش ستايشى جاويدان الدّآئِمِ الرّاكِدِ الْمُخَلَّدِ السَّرْمَدِ الَّذى لا يَنْفَدُ طُولَ الاَْبَدِ جَلَّ ثَنآئُكَ و دائمى و ماندنى و هميشگى و بى حد و انتهايى كه تا ابد پايان نداشته باشد، براستى كه برجسته است ثناى تو اَعَنْتَنا عَلَيْهِ حَتّى قَضَيْتَ عَنّا صِيامَهُ وَقِيامَهُ مِنْ صَلوةٍ وَما كانَ مِنّا كه ما را يارى كردى بر انجام فرائض اين ماه تا بخوبى گذراندى از ما روزه و نمازش را و همچنين اعمال نيك ديگرى كه فيهِ مِنْ بِرٍّ اَوْ شُكْرٍ اَوْ ذِكْرٍ اَللّهُمَّ فَتَقَبَّلْهُ مِنّا بِاَحْسَنِ قَبُولِكَ در اين ماه از ما سر زد از نيكوكارى يا سپاسگزارى يا ذكرى خدايا پس آنها را بپذير از ما به بهترين پذيرش خود وَتَجاوُزِكَ وَعَفْوِكَ وَصَفْحِكَ وَغُفْرانِكَ وَحَقيقَةِ رِضْوانِكَ حَتّى و بهترين گذشت و عفو و چشم پوشى و آمرزش و حقيقت خوشنوديت تا به حدى كه تُظَفِّرَنا فيهِ بِكُلِّ خَيْرٍ مَطْلُوبٍ وَجَزيلِ عَطآءٍ مَوْهُوبٍ وَتُوقِيَنا فيهِ برسانى ما را در اين ماه به هر خوبى و خيرى كه مطلوب ما است و به عطاى شايانى كه ببخشى و نگاهمان دارى در آن مِنْ كُلِّ مَرْهُوبٍ اَوْ بَلاَّءٍ مَجْلُوبٍ اَوْ ذَنْبٍ مَكْسُوبٍ اَللّ هُمَّ اِنّى از هر چيز هراسناك يا بلايى كه بر سرمان آيد يا گناهى كه بهم رسد خدايا از تو خواهم اَسْئَلُكَ بِعَظيمِ ما سَئَلَكَ بِهِ اَحَدٌ مِنْ خَلْقِكَ مِنْ كَريمِ اَسْمآئِكَ به بزرگترين چيزى كه يكى از آفريدگانت از تو درخواست كنند از نامهاى وَجَميلِ ثَنآئِكَ وَخآصَّةِ دُعآئِكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ بزرگوارت و از ثناى برجسته ات و از دعاى مخصوصت كه درود فرستى بر محمد و آل محمد وَاَنْ تَجْعَلَ شَهْرَنا هذا اَعْظَمَ شَهْرِ رَمَضانَ مَرَّ عَلَيْنا مُنْذُ اَنْزَلْتَنا اِلَى و ديگر آنكه بگردانى اين ماه رمضان را بزرگترين ماه رمضانى كه بر ما گذشته است از آن روزى كه ما را به اين الدُّنْيا بَرَكَةً فى عِصْمَةِ دينى وَخَلاصِ نَفْسى وَقَضآءِ حَوآئِجى دنيا آورده اى تاكنون از اين نظر كه آنرا بركتى قرار دهى در ضمن نگهدارى دينم و رهايى خودم (از دوزخ ) وَتُشَفِّعَنى فى مَسآئِلى وَتَمامِ النِّعْمَةِ عَلَىَّ وَصَرْفِ السّوَُّءِ عَنّى و برآوردن حاجاتم و ديگر آنكه شفاعتم را بپذيرى در خواسته هايم و كامل كردن نعمتت را بر من وَلِباسِ الْعافِيَةِ لى فيهِ وَاَنْ تَجْعَلَنى بِرَحْمَتِكَ مِمَّنْ خِرْتَ لَهُ لَيْلَةَ و گرداندن بدى را از من و پوشاندن لباس عافيت را در اين ماه بر من و مرا به رحمت خود از آن كسانى قرار دهى كه شب الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها لَهُ خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ فى اَعْظَمِ الاَْجْرِ وَكَرآئِمِ قدر را كه بهتر از هزار ماه گردانيدى براى آنها اختيار كرده اى در بزرگترين پاداش و گرامى ترين الذُّخْرِ وَحُسْنِ الشُّكْرِ وَطُولِ الْعُمْرِ وَدَوامِ الْيُسْرِ اَللّهُمَّ وَاَسْئَلُكَ ذخائر و سپاسگزارى نيك و طول عمر و آسودگى هميشگى خدايا و از تو خواهم بِرَحْمَتِكَ وَطَوْلِكَ وَعَفْوِكَ وَنَعْمآئِكَ وَجَلالِكَ وَقَديمِ اِحْسانِكَ به رحمتت و به بخشش و گذشتت و نعمتهاى (بسيار) و جلال و احسان ديرينه وَامْتِنانِكَ اَنْ لا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّا لِشَهْرِ رَمَضانَ حَتّى تُبَلِّغَناهُ و منت گذاريت كه اين ماه را آخرين ماه رمضان ما قرار ندهى تا اينكه برسانى ما را مِنْ قابِلٍ عَلى اَحْسَنِ حالٍ وَتُعَرِّفَنى هِلالَهُ مَعَ النّاظِرينَ اِلَيْهِ بدان در سال آينده به بهترين حال و نشان دهى به من ماه نو اين ماه را به همراه بينندگان آن وَالْمُعْتَرِفينَ لَهُ فى اَعْفى عافِيَتِكَ وَاَنْعَمِ نِعْمَتِكَ وَاَوْسَعِ رَحْمَتِكَ و اعتراف كنندگان به حق آن در بهترين عافيت و تندرستى كه به من داده و كاملترين نعمتت و فراخترين رحمتت وَاَجْزَلِ قِسَمِكَ يا رَبِّىَ الَّذى لَيْسَ لى رَبُّ غَيْرُهُ لا يَكُونُ هذَا و شايانترين بهره هايت اى پروردگار من كه جز او پروردگارى ندارم چنان نباشد كه اين الْوَداعُ مِنّى لَهُ وَداعَ فَنآءٍ وَلا آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِلِقآءٍ حَتّى تُرِيَنيهِ مِنْ وداعى كه من از اين ماه مى كنم وداع فنا و مرگ من و آخرين بار ديدار من از اين ماه باشد بلكه در سال آينده نيز آنانرا قابِلٍ فى اَوْسَعِ النِّعَمِ وَاَفْضَلِ الرَّجآءِ وَاَ نَا لَكَ عَلى اَحْسَنِ الْوَفآءِ به ما بنمايان در فراخترين نعمتها و بهترين اميدها و در حالى كه من (نسبت به تو) وفادارتر باشم اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ اَللّهُمَّ اسْمَعْ دُعآئى وَارْحَمْ تَضَرُّعى وَتَذَلُّلى كه براستى تويى شنواى دعاها خدايا دعايم را اجابت كن و به تضرع و زارى و خواريم لَكَ وَاسْتِكانَتى وَتَوَكُّلى عَلَيْكَ وَاَنَا لَكَ مُسَلِّمٌ لا اَرْجُو نَجاحاً وَلا در برابرت و مستمندى و توكلى كه بر تو دارم رحم كن و من تسليم جناب توام كه اميد ندارم به موفقيت مُعافاةً وَلا تَشْريفاً وَلا تَبْليغاً اِلاّ بِكَ وَمِنْكَ وَامْنُنْ عَلَىَّ جَلَّ ثَنآؤُكَ و تندرستى و نه به شرافت و مقامى برسم جز بوسيله تو و از جانب تو و منت نه بر من اى كه ثنايت وَتَقَدَّسَتْ اَسْمآئُكَ بِتَبْليغى شَهْرَ رَمَضانَ وَاَنَا مُعافاً مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ برجسته و نامهايت منزه است باينكه برسانى مرا به ماه رمضان در حالى كه سالم باشم از هر ناراحتى وَمَحْذُورٍ مِنْ جَميعِ الْبَوائِقِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى اَعانَنا عَلى صِيامِ هذَا و گرفتارى و از تمام ناگواريها و ناملايمات ستايش خدايى را كه كمك داد ما را بر روزه اين الشَّهْرِ وَقِيامِهِ حَتّى بَلَّغَنى آخِرَ لَيْلَةٍ مِنْهُ ماه و نماز و عبادتش تا مرا به آخرين شبش رسانيد خطبه روز عيد فطر دوّم خطبه روز عيد فطر است كه امام جماعت بعد از بجا آوردن نماز عيد مى خواند وآن به نحوى كه شيخ صدوق در كتاب مَنْ لا يحضره الفقيه از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نقل فرموده چنين است: اَلْحَمْدُ ستايش لِلَّهِ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ ثُمَّ خاص خدايى است كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكيها و نور را مقرر فرمود الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ لا نُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئاً وَلا نَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ و با اين حال آنانكه كافر شدند به پروردگار خويش (غير او را) با او برابر مى كنند ما هيچ چيزى را شريك او نسازيم و جز او وَلِيّاً وَاَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَما فِى الاَْرْضِ وَلَهُ كسى را براى خود سرپرست نگيريم و ستايش خاص خدايى است كه از او است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است و در الْحَمْدُ فِى الاَّْخِرَةِ وَهُوَ الْحَكيمُ الْخَبيرُ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِى الاَْرْضِ وَما آخرت نيز ستايش خاص او است و او فرزانه و آگاه است مى داند آنچه را در زمين فرو رود و آنچه يَخْرُجُ مِنْها وَما يَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ وَما يَعْرُجُ فيها وَهُوَ الرَّحيمُ از آن برون آيد و آنچه از آسمان فرود آيد و آنچه در آن بالا رود و او است مهربان الْغَفُورُ كَذلِكَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ اِلَيْهِ الْمَصيرُ وَاَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى و آمرزنده اين چنين است خدا كه معبودى جز او نيست و بسوى او است بازگشت و ستايش خاص خدايى است كه يُمْسِكُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ اِنَّ اللَّهَ بِالنّ اسِ لَرَؤُفٌ نگهدارد آسمان را از اينكه بر زمين افتد جز به اذن او كه همانا خداوند به مردم پرمهر رَحيمٌ اَللّهُمَّ ارْحَمْنا بِرَحْمَتِكَ وَاعْمُمْنا بِمَغْفِرَتِكَ اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِىُّ و رحيم است خدايا به ما رحم كن به رحمت خودت و فراگير ما را به آمرزشت كه براستى تو والا الْكَبيرُ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لا مَقْنُوطٌ مِنْ رَحْمَتِهِ وَلا مَخْلُوُّ مِنْ نِعْمَتِهِ و بزرگى ستايش خدايى را كه كسى نه از رحمتش نوميد است و نه از نعمتش محروم وَلا مُؤْيَسٌ مِنْ رَوْحِهِ وَلا مُسْتَنْكَفٌ عَنْ عِبادَتِهِ الَّذى بِكَلِمَتِهِ قامَتِ و نه از مهرش ماءيوس و نه از پرستشش (در عالم تكوين ) روگردان است آنكه به فرمانش برپا شد السَّمواتُ السَّبْعُ وَاسْتَقَرَّتِ الاَْرْضُ الْمِهادُ وَثَبَتَتِ الْجِبالُ آسمانهاى هفتگانه و پابرجا گشت زمين گسترده و مستقر شد كوههاى الرَّواسى وَجَرَتِ الرِّياحُ اللَّواقِحُ وَسارَ فى جَوِّ السَّمآءِ السَّحابُ سخت بنيان و روان گشت بادهاى آبستن كننده و به سير و حركت درآمد در فضاى آسمان ابرها وَقامَتْ عَلى حُدُودِهَا الْبِحارُ وَهُوَ اِلهٌ لَها وَقاهِرٌ يَذِلُّ لَهُ و ايستاد بر سر مرز خود درياها و او است معبود آنها و او است قاهرى كه خوارند در برابرش الْمُتَعَزِّزُونَ وَيَتَضآئَلُ لَهُ الْمُتَكَبِّرُونَ وَيَدينُ لَهُ طَوْعاً وَكَرْهاً عزت طلبان و ناچيزند در پيش او بزرگمنشان و پيرو فرمان اويند خواه و ناخواه الْعالَمُونَ نَحْمَدُهُ كَما حَمِدَ نَفْسَهُ وَكَما هُوَ اَهْلُهُ وَنَسْتَعينُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ جهانيان ستايشش كنيم چنانچه او خود را ستوده و چنانچه شايسته آنست و از او كمك خواهيم و آمرزش جوييم وَنَسْتَهْديهِ وَنَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ يَعْلَمُ ما و راهنمايى جوييم و گواهى دهيم كه نيست معبودى جز خداى يگانه اى كه شريك ندارد مى داند آنچه را تُخْفِى النُّفُوسُ وَما تُجِنُّ الْبِحارُ وَما تَوارى مِنْهُ ظُلْمَةٌ وَلا تَغيبُ پنهان كنند دلها و آنچه را بپوشانند (در قعر خود) درياها و در پرده نكند از او چيزى را تاريكى ، و پنهان نشود عَنْهُ غائِبَةٌ وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ مِنْ شَجَرَةٍ وَلا حَبَّةٍ فى ظُلْمَةٍ اِلاّ از او هيچ غايبى و نيفتد برگى از درخت و نه دانه اى در تاريكى جز آنكه يَعْلَمُها لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ اِلاّ فى كِتابٍ مُبينٍ وَيَعْلَمُ آنرا مى داند معبودى نيست جز او و هيچ تر و خشكى نيست جز آنكه در دفترى روشن ثبت است و مى داند ما يَعْمَلُ الْعامِلُونَ وَاَىَّ مَجْرىً يَجْرُونَ وَاِلى اَىِّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ هر كارى را كه كسى انجام دهد و به چه راهى مى روند و بسوى چه سرمنزلى بازگردند وَنَسْتَهْدِى اللَّهَ بِالْهُدى وَنَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَنَبِيُّهُ وَرَسُولُهُ اِلى و از خدا راهنمايى جوييم و گواهى دهيم كه همانا محمد بنده و پيامبر و رسول او است بسوى خَلْقِهِ وَاَمينُهُ عَلى وَحْيِهِ وَاَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ وَجاهَدَ فِى اللَّهِ آفريدگانش و امين او است بر وحيش و براستى او رسانيد رسالتها (و پيامها)ى پروردگارش را و جهاد كرد در راه خدا الْحائِدينَ عَنْهُ الْعادِلينَ بِهِ وَعَبَدَاللَّهَ حَتّى اَتيهُ الْيَقينُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ با كسانى كه از او روگرداندند و ديگرى را با او برابر كردند، و پرستيد خدا را تا دم مرگ درود خدا بر او وَآلِهِ اُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذى لا تَبْرَحُ مِنْهُ نِعْمَةٌ وَلا تَنْفَدُ و آلش باد سفارش مى كنم شما را به پرهيزكارى و ترس از خدايى كه هميشه نعمتش بوده ، و پايان نپذيرد مِنْهُ رَحْمَةٌ وَلا يَسْتَغْنِى الْعِبادُ عَنْهُ وَلا يَجْزى اَنْعُمَهُ الاَْعْمالُ الَّذى مهرش و هرگز بندگان از او بى نياز نشوند و اعمال بندگان پاداش نعمتهاى او نگردد آن خدايى كه رَغَّبَ فِى التَّقْوى وَزَهَّدَ فِى الدُّنْيا وَحَذَّرَ الْمَعاصِىَ وَتَعَزَّزَ بِالْبَقآءِ مردم را به پرهيزكارى ترغيب كرده و به زهد و پارسايى در دنيا واداشته و از نافرمانيها برحذر داشته و به بقاى هميشگى وَذَلَّلَ خَلْقَهُ بِالْمَوْتِ وَالْفَنآءِ وَالْمَوْتُ غايَةُ الْمَخْلُوقينَ وَسَبيلُ عزيز گشته و مخلوق خود را بوسيله مرگ و نابودى خوار كرده ، و مرگ است سرانجام همه مخلوق و راهى كه الْعالَمينَ وَمَعْقُودٌ بِنَواصِى الْباقينَ لا يُعْجِزُهُ اِباقُ الْهارِبينَ وَعِنْدَ همه جهانيان بايد آنرا طى كنند و نقش بسته بر پيشانى بازماندگان كه درمانده اش نكند فرار كردن فراريان و چون حُلُولِهِ يَاْسِرُ اَهْلَ الْهَوى يَهْدِمُ كُلَّ لَذَّةٍ وَيُزيلُ كُلَّ نِعْمَةٍ وَيَقْطَعُ كُلَّ فرارسد مردم هواپرست را گرفتار كند و فرو ريزد بناى هر لذت و خوشى را و بگيرد هر نعمتى را و جدا كند از انسان بَهْجَةٍ وَالدُّنْيا دارٌ كَتَبَ اللَّهُ لَهَا الْفَنآءَ وَلاَِهْلِها مِنْهَا الْجَلاَّءَ فَاَكْثَرُهُمْ هر نشاط و خرمى را و دنيا خانه اى است كه خداوند فنا و نيستى را براى آن و كوچ كردن را براى مردم آن مقرر داشته ولى بيشتر آنها يَنْوى بَقآئَها وَيُعَظِّمُ بَنآئَها وَهِىَ حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ قَدْ عُجِّلَتْ لِلطّالِبِ قصد ماندن آنرا دارند و بناى آنرا بزرگ دانند و دنيا (در نظر اهلش ) شيرين و سرسبز است كه شتابان به سراغ خواهانش آيد وَالْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النّاظِرِ وَتُضْنى ذَا الثَّرْوَةِ الضَّعيفَ وَيَجْتَويهَا و بدل بيننده فريبنده آيد، ديدن وضع توانگران ناتوانان را به حال نزارى و ياءس اندازد الْخآئِفُ الْوَجِلُ فَارْتَحِلُوا مِنْها يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ بِاَحْسَنِ ما بِحَضْرَتِكُمْ و شخص ترسان و انديشناك وضع آنرا خوش ندارد پس كوچ كنيد از آن خدايتان رحمت كند با در دست داشتن بهترين وَلا تَطْلُبُوا مِنْها اَكْثَرَ مِنَ الْقَليلِ وَلا تَسْاَ لُوا مِنْها فَوْقَ الْكَفافِ توشه اى كه از آن داريد و بيش از مقدار اندكى از آن نجوئيد و زياده از آنچه كفايت زندگى را كند نخواهيد وَارْضَوْا مِنْها بِالْيَسيرِ وَلا تَمُدُّنَّ اَعْيُنَكُمْ مِنْها اِلى ما مُتِّعَ الْمُتْرَفُونَ و به چيز كمى از آن قانع شويد و ندوزيد چشمان خود را بدانچه خوشگذرانها از آن بهره گيرند بِهِ وَاسْتَهينُوا بِها وَلا تُوَطِّنُوها وَاَضِرُّوا بِاَنْفُسِكُمْ فيها وَاِيّاكُمْ و آن را سبك دانيد و كوچك شماريد و آن را وطن خود قرار ندهيد (و دل به آن نبنديد) خود را در اين دنيا (با تحمل سختى وَالتَّنَعُّمَ وَالتَّلَهِّىَ وَالْفاكِهاتِ فَاِنَّ فى ذلِكَ غَفْلَةً وَاغْتِراراً اَلا اِنَّ عباد و ترك شهوات ) به تعب و زيان اندازيد، و حذر كنيد از خوشگذرانى و سرگرمى و فكاهيات زيرا كه آنها غفلت الدُّنْيا قَدْ تَنَكَّرَتْ وَاَدْبَرَتْ وَاحْلَوْلَتْ وَآذَنَتْ بِوَداعٍ اَلاوَاِنَّ الاْخِرَةَ و غرور ببار آرد، آگاه باشيد كه دنيا (با همه فريبندگيش ) خود را به بيگانگى زده و پشت كرده و شيرين گشته واعلام وداع كرده ، آگاه قَدْ رَحَلَتْ فَاَقْبَلَتْ وَاَشْرَفَتْ وَآذَنَتْ بِاِطِّلاعٍ اَلا وَاِنَّ الْمِضْمارَ الْيَوْمَ باشيد كه آخرت (بسوى شما) حركت كرده و مى آيد و نزديك شده و اعلام ورود كرده ، آگاه باشيد كه ميدان مسابقه (يا وَالسِّباقَ غَداً اَلا وَاِنَّ السُّبْقَةَ الْجَنَّةُ وَالْغايَةَ النّارُ اَلا اَفَلا تآئِبٌ مِنْ مدت آمادگى براى مسابقه ) امروز وخود مسابقه فردا است ، آگاه باشيدكه برد اين مسابقه بهشت است و عقب مانده جايش دوزخ است ،پس خَطَّيئَتِهِ قَبْلَ يَوْمِ مَنِيَّتِهِ اَلا عامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ بُؤْسِهِ وَفَقْرِهِ جَعَلَنَا آيا كسى نيست كه از خطايش توبه كند پيش از رسيدن روز مرگش ؟ آيا كسى نيست كه براى خود كار كند پيش از روز سختى و بيچارگيش اللَّهُ وَاِيّاكُمْ مِمَّنْ يَخافُهُ وَيَرْجُو ثَوابَهُ اَلا اِنَّ هذَا الْيَوْمَ يَوْمٌ جَعَلَهُ اللَّهُ خداوند ما و شما را از كسانى قرار دهد كه از او مى ترسند و اميد پاداشش را دارند بدانيد كه امروز روزى است كه خداوند لَكُمْ عيداً وَجَعَلَكُمْ لَهُ اَهْلاً فَاذْكُرُوا اللَّهَ يَذْكُرْكُمْ وَادْعُوهُ يَسْتَجِبْ آن را براى شما عيد قرار داده و شما را شايسته آن گردانيد پس ياد خدا كنيد تا خدا نيز ياد شما كند و او را بخوانيد تا اجابت لَكُمْ وَاَدُّوا فِطْرَتَكُمْ فَاِنَّها سُنَّةُ نَبِيِّكُمْ وَفَريضَةٌ واجِبَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ كند و زكات فطره خود را بپردازيد زيرا كه آن سنت پيغمبر شما و فريضه واجبى است از پروردگارتان فَلْيُؤَدِّها كُلُّ امْرِئٍ مِنْكُمْ عَنْ نَفْسِهِ وَعَنْ عِيالِهِ كُلِّهِمْ ذَكَرِهِمْ وَاُنْثاهُمْ پس بپردازد هر يك از شما براى خودش و براى نانخورانش همه شان مرد و زنشان وَصَغيرِهِمْ وَكَبيرِهِمْ وَحُرِّهِمْ وَمَمْلُوكِهِمْ عَنْ كُلِّ اِنْسانٍ مِنْهُمْ صاعاً از كوچك و بزرگشان و آزاد و برده شان از هر سَرى يك صاع (كه تقريباً سه كيلو است ) مِنْ بُرٍّ اَوْ صاعاً مِنْ تَمْرٍ اَوْ صاعاً مِنْ شَعيرٍ وَاَطيعُوا اللَّهَ فيما فَرَضَ از گندم يا يك صاع از خرما يا يك صاع از جو و پيروى كنيد خدا را در آنچه بر شما واجب كرده عَلَيْكُمْ وَاَمَرَكُمْ بِهِ مِنْ اِقامِ الصَّلوةِ وَايتآءِ الزَّكوةِ وَحِجِّ الْبَيْتِ و شما را بدان دستور داده است از برپاداشتن نماز و دادن زكات و حج خانه كعبه وَصَوْمِ شَهْرِ رَمَضانَ وَالاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ و روزه ماه رمضان و امر به معروف و نهى از منكر وَالاِْحْسانِ اِلى نِسآئِكُمْ وَما مَلَكَتْ اَيْمانُكُمْ وَاَطيعُوا اللَّهَ فيما و نيكى كردن نسبت به زنان و نسبت به زير دستانتان (از برده ها) و پيروى كنيد خدا را در آنچه نَهاكُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَاِتْيانِ الْفاحِشَةِ وَشُرْبِ الْخَمْرِ شما را از آن بازداشته از تهمت زدن به زنان پاكدامن و بى عفتى و هرزگى كردن و مِى گسارى وَبَخْسِ الْمِكْيالِ وَنَقْصِ الْميزانِ وَشَهادَةِ الزُّورِ وَالْفِرارِ مِنَ و كم فروشى با پيمانه و ترازو و شهادت ناحق دادن و گريختن از الزَّحْفِ عَصَمَنَا اللَّهُ وَاِيّاكُمْ بِالتَّقْوى وَجَعَلَ الاْخِرَةَ خَيْراً لَنا وَلَكُمْ جهاد با دشمن ، خداوند ما و شما را بوسيله تقوا نگاه دارد و بگرداند منزل آخرت را براى ما و شما بهتر مِنَ الاُْولى اِنَّ اَحْسَنَ الْحَديثِ وَاَبْلَغَ مَوْعِظَةِ الْمُتَّقينَ كِتابُ اللَّهِ از منزل دنيا براستى كه بهترين سخن و رساترين پند براى پرهيزكاران كتاب خداوند الْعَزيزِالْحَكيمِ اَعُوذ ُبِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ نيرومند فرزانه است ، پناه برم به خدا از شيطان رانده (درگاه حق ) به نام خداى بخشاينده مهربان قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ بگو او خداى يگانه است خداى بى خلل است كه نزاده و زائيده نشده و نيست برايش همتائى هيچكس پس مى نشيند اندكى بعد از فراغ از خطبه مانند كسى كه تعجيل داشته باشد پس برمى خيزد وخطبه دويّم را مى خواند و آن همان خطبه اى است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در روز جمعه بعد از نشستن و برخاستن از خطبه اوّل مى خواندند و آن خطبه چنين است : اَلْحَمْدُ لِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعينُهُ وَنُؤْمِنُ بِهِ وَنَتَوَكَّلُ عَلَيْهُ وَنَشْهَدُ اَنْ لا ستايش خداى را، او را ستايش كنيم و از او كمك جوئيم و به او ايمان داريم و بر او توكل كنيم و گواهى دهيم كه اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ صَلَواتُ معبودى نيست جز خداى يگانه اى كه شريك ندارد و نيز به اينكه محمد بنده و رسول او است درودهاى اللَّهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَمَغْفِرَتُهُ وَرِضْوانُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى خدا و سلام او بر آن حضرت و بر آلش و نيز آمرزش و خوشنوديش بر آنها باد خدايا درود فرست بر مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ صَلوةً نامِيَةً زاكِيَةً تَرْفَعُ بِها دَرَجَتَهُ محمد بنده و رسول و پيامبرت درودى با بركت و پاكيزه كه بوسيله آن درجه اش را بالا برى وَتُبَيِّنُ بِها فَضْلَهُ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ و برتريش را آشكار كنى و درود فرست بر محمد و آل محمد و بركت ده بر محمد وَآلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى اِبْراهيمَ وَآلِ و آل محمد چنانچه درود فرستادى و بركت دادى و رحمت فرستادى بر ابراهيم وآل ابراهیم ( سزاوار است درخاتمه برای شادی روح مرحوم حاج شیخ عباس قمی فاتحه ای هدیه کنبم .

+ نوشته شده در  جمعه 3 مرداد1393ساعت 19:21  توسط علی فرزانه  | 

((کنگورو )) به معنی چه ؟

((کنگورو )) به معنی چه ؟

 کنگورو چیوان عجیبی است که در استرالیا زندگی می کند . این حیوان دستهای کوتاه وپاهای بلندی دارد وروی سینه اش کیسه ای وجود دارد که بچه هایش را در آن جا میدهد . اسم این حیوان در نتیجه سوء تفاهمی بوجود آمد ، جریان از این قرار بود : که در قرنها پیش که اروپائیها به گرد جهان سفر می کردند ونقاط مختلف را مستعمره خود قرار می دادند ، یکی از صاحب منصبان فرانسوی به اتفاق هیئتی به استرالیا سقر می کند ودر حین گردش به این حیوان عجیب وغریب برخورد ، آنرا به یک بومی نشان می دهد واسمش را می پرسد ، بومی جواب می دهد : کانگورو یعنی نمیدانم ، سالها می گذرد و این اسم معروف ومشهور می شود . وروی این حیوان میماند . آنروزها کسی زبان بومیها را نمی دانست وخیال میکردند نام این حیوان همین کلمه است ، ولی امروز که دانشمندان ، زبان بومیان را می خوانند و می فهمند ، به آنها ثابت شده که کلمه کانگورو چه معنی دارد !

+ نوشته شده در  جمعه 3 مرداد1393ساعت 6:56  توسط علی فرزانه  | 

پرستو / شعر از فریدون مشیری

پرستو / شعر از فریدون مشیری

 

ستاره گم شد وخورشید سر زد

پرستویی به بام خانه پر زد

 در آن صبحم صفای آرزوئی 

 شب اندیشه را رنگ سحر زد 

                  ***  

پرستو باشم واز دام این خاک

گشایم پر ، بسوی بام افلاک

زچشم انداز بی پایان گردون

در آویزم به دنیا ئی طربناک

                 ***

پرستو باشم واز بام هستی

بخوانم نغمه های شوق ومستی

سرودی سرکشم با خاطری شاد

سرود عشق و آزادی پرستی

                 ***

پرستو باشم ، واز بامی به بامی

 صفای صبح را گویم سلامی

بهاران را برم هرجا نویدی

جوانان را دهم هرسو پیامی

                 ***

تو هم روزی اگر پرسی زحالم

لب بامت زحال دل بنالم

وگر پروا کنم بر من نگیری

که می ترسم زنی سنگی به بالم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مرداد1393ساعت 7:1  توسط علی فرزانه  | 

تماس های اسلام با تمدن و فرهنگ ایطالیا / بقلم : آ . باوزانی ایتالیائی

تماس های اسلام با تمدن و فرهنگ ایطالیا / بقلم : آ . باوزانی ایتالیائی

یکنفر دکتر ایتالیائی که در عین حال خاور شناس است .زبان عربی خوب میداند سفرهای زیادی در کشورهای اسلامی بعمل آورده است . نام وی پرفسور تومارو سارنلی است . یک روز در یمن با یک پزشک ماهر عرب مدتها درباره مفاد کتاب مشهور ابوعلی سینا ( القانون فی الطب ) مباحثه کردند . این کتاب در سال 1593 میلادی بزبان اصلی عربی در مجمع بزرگ پزشکی بنام Stamperia Meiceda تقدیم شد ودر همانجا بزبان عربی بچاپ رسید واین نخستین چاپ قانون بوده است . کتاب قانون ابن سیتا تا قرن هیجدهم میلادی مهمترین مدرک اطبای جهان بوده است . هرگاه در نظر گیریم که امروزه مبنای کلیه علوم بر پایه ( تجربه وآزمایش ) نهاده شده وهرگاه بخاطر آوریم که در علوم فیزیک وریاضی استعمال ارقام عربی متداول است واین ارقام وجبر از هندسه خیالی یونانیان متمایز است آنگاه بایستی دنیا به این حقیقت اعتراف کند که اروپای امروز نسبت به تآسیس اساس وپایه ها وسنگهای اولیه تمدن علمی که دارد مدیون اسلام است . مسلمانان در امور علمی تجربه وتجزیه را بکار می بردند بر خلاق یونانیان که افکارشان را فقط بر علوم نظری متمرگز می ساختند . نظریه الوهیت مطلق اسلام وتمرکز کلیه مقدسات در وجود خداوندی وانکار رب النوع بهر صورت که هست ورد کردن فلسفه هندسی ومجرد یونان سبب گردید که به شعب علوم وافکار علمی توجه بیشتری مبذول گردد . همین امر سبب شد که در باره اشیاء و امور مطالعه عمیق بعمل آید وآنهارا از نظر حقیقت بر رسی کنند . عشق به حقیقت وکنجکاوی شناختن دنیای الهی از مشخصات آنست . کلید اینها در واقع تفسیر حدیث مشهور نبوی (ص ) است که فرموده دانش را بجوئید هر چند در چین باشد . یک حقیقت وااقع اینست که آثار زکریای رازی که به ایتالیائی ترجمه شد مدت پنج قرن تمام سراسر علوم طبی اروپا ومخصوصا ایتالیا را تحت تاثیر خود قرار داد . ابن زهر پزشک مشهور مسلمان ( متوفی 1162 میلادی ) برای اولین بار جراحی را از طب وداروسازی جدا نمود ( مدتها بعد اروپای قرون وسطی این حقیقت را قبول کرد ) در همین زمان بود که چشم پزشکان بزرگ مسلمان کتابها وآثاری در باره چشم پزشکی تآلیف کردند که تا قرن 18 در اروپا نظیرپیدا نکرد . کارشناس مشهور مایر هوف مینویسد : که ابن النفیس دانشمند مشهور اسلامی که در قرن سیزدهم ( 1210 – 1288 میلادی ) در شام وقاهره زندگی میکرد گردش خون را در ریه چند قرن قبل از اروپائیان کشف نمود . آثار او در قرن 14 میلادی توسط آلپاگو ایتالیائی بزبان لاتین ترجمه ودر سال 1547 در ونیز طبع گردید . در قرن دهم میلادی ابوریحان بیرونی ( متوفی 1050 میلادی ) در باره وزن مخصوص مواد مختلف آزمایشها بعمل آورد ونتایجی بدست آورد . که بطرز شگفت انگیز مطابق با همان نتایجی است که امروزه اروپائیان حاصل نموده اند . در قرن نهم میلادی عده ای از منجمین بر جسته گروه مهمی تشکیل دادند که تحت حمایت المآمون خلیفه عباسی کار میکردند وآنها قوس نصف النهار زمین را از شمال پامیر اندازه گرفتند . با روش مخصوص که خود ابداع کرده بودند شروع به اندازه گیری کردند ومقدار 185 / 111 متر بدست آوردند که با نتایجی که امروز بشر با جدیدترین ابزار وآلات حاصل کرده فقط 877 متر اختلاف دارد واین امر بسیار عجیب است . نفوذ هلوم اسلامی در اروپا تا حد زیادی مدیون مترجمین ومفسرین ایتالیائی است . مهمترین مترجمین آن زمان گراد و داکرمونا میباشد که ایتالیائی تحصیل کرده و تولد اندلس بوده است . در اثر کوششهای وی کتایهای اسلامی زیر ترجمه شد وبه اروپا وارد گردید : آثار ابن هیثم – نجوم الفرغانی – تفسیر اقلیدس نیریزی – جبر الخوارزمی وبیشتر از 70 جلد دیگر از رسالات وکتب طبی – نجوم ، ریاضی وفلسفه .

مآخذ ومنبع : ( سالنامه نور دانش 1345 )

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 تیر1393ساعت 16:17  توسط علی فرزانه  | 

عشق وپرستش / شعر از: غلامرضا شادمانی (آزرده )

عشق وپرستش / شعر از: غلامرضا شادمانی (آزرده )

هرکجا رفتم همه سوز وتمنای تو بود

                           پیش رویم جلوه سیمای زیبای تو بود

در گلستان پانهادم تا معطر جان کنم

                     بلبل شوریده گوئی غرق رویای توبود

درخرابات مغان چون پا نهادم بهر می

                هر طرف افتاده مستی ، مست صهبای تو بود

تاکه در بزم رقیبان رو نهادم با سرور

                    هرکسی در گفتگوی عشق و غوغای تو بود

تاشدم عزلت گزین گوشه میخانه ها 

                           در میان جام می ، عکس فریبای تو بود

عکس نه ، صورت نه ، سیمای فریبای تو ، نه

                               بلکه در یائی زغوغای سرا پای تو بود

 پیر ، یکسو ساقی ومطرب زسوئی 

                        جملگی هر کسی افتاده وپیمانه پیمای تو بود 

سوی مسجد تا برفتم از سر راز ونیاز

                                   هرکسی در سجده روی دلا رای تو بود

جانب دیر وکلیسا تا قدم بگذاشتم 

                               هر که با چشمان دل ، گرم تماشای تو بود

جانب بتخانه رفتم تا تماشائی کنم 

                              نا خود آگه هرکسی مجذوب سیمای تو بود

 بت پرست وبتگر وبتخانه ساز وبتفروش

                               هر که نوعی بی قرار ومست ورسوای تو بود

 جمله چون ( آزرده ) هریک با دل سرگشته ای

                                بیقرار دیدن روی مصفای تو بود

قلب ها القصه بهر وصلت میطپد

                                         گوئیا در جستجوی ذات یکتای تو بود

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 تیر1393ساعت 17:50  توسط علی فرزانه  | 

تسلیت شهادت مولای متقبان

 

تسلیت به مناسبت شهادت مولای متقیان (ع )

بنام خداوند متعال باقلبی آکنده از غم واندوه ، شهادت مو لای متقّیان علی ابّن ابی طالب مولانا و مولی الثقلین الامام بالحّق ابی الحسنین امیر المؤمنين علي ابّن ابي طالب ، غالب کلّ غالب ومطلوب کلّ طالب امام المشارق والمغارب علیه الصّلاة والسّلام را به پیروان آن بزرگوار وهمه مسلمانان جهان تسلیت عرض نموده ازخداوند منّان التماس و تمنّا دارم بحقّ انفاس طیّبه آن امام همام تمام دنیای اسلام وپیروان مکتب محمّدی را همواره موفّق وعزّت وسربلندی وپیروزی نصیب مسلمانان واقعی وپیروان حقّ نماید .

+ نوشته شده در  شنبه 28 تیر1393ساعت 0:33  توسط علی فرزانه  | 

احادیثی گهر بار از مولای متقیان علی ابن ابی طالب (ع )

احادیثی گهر بار از مولای متقیان علی (ع )

*   پروردگارا تو با دوستانت از همه بیشتر دوستی  وبرای اصلاح کار آنان که به تو توکل می نمایند از آنها حاضر تری ،  آنهارا در پنهائی هاشان  می بینی  وبر اندیشه های  آنها آگاهی  اندازه بینمائی آنها را می دانی ، رازشان پبش تو آشکار، ودلشان بسوی تو نگران است .

*   بندگان خدا اکنون که عملهای شما پذیرفته می گردد وتوبه وباز گشت سود می بخشد ودعاهای شما شنیده می شود ، کار کنید وبه عبادت وطاعت بشتابید  ودر برابر عمری  که از شما می گذرد ، ذخیره ای بدست آورید

*   هیچ تجارتی همچون انجام کردارهای شایسته  وهیچ سودی چون پاداش الهی نیست .

*   هیچ ایمانی همچون شرم  وحیا وشکیبائی نیست .

*   هیچ شرف وفضیلتی همچون دانش  وهیچ عزتی همچون بردباری نیست .

*   دنیا همچون مار خوش خط وخالی است که ظاهر بدن آن نرم  ودر باطن زهر کشنده ، نادان فریب خورده بسوی آن رود  وخردمند دور اندیش از آن بگریزد .

*   بندگان خدا بدانید  شما وآنچه  در آن هستید در ره گذر آنان است که پیش از شما بودند  در حالی که عمرهاشان از شما درازتر  وشهرهاشان آبادتر واثرهاشان مهمتر بود ، چون مرگشان فرا رسید صداهاشان وباد غرورآنها از تموج وحرکت ایستاد .

*   بندگان خدا بدانید پیشینیان شما  همینکه در رهگذر مرگ قرار گرفتند ، در تاریکی گور آثارشان ناپدید  ، شهرهاشان خالی واندامشان پوسیده  وحاک شد . قصرهای افراشته  وساختمانهای استوار وبالشهای گسترده آنها به قبرهای تاریک وسنگهای محکم لحد تبدیل شد .

*   تو در آن راهی هستی که دیگری پیش از تو بود ، پس در پی کار آخرت کوشش کن  وبسیار بکار دنیا دل مسپار .

*   شما جزای کردار خود را می گیرید ، ودر گرو کار خود هستید .

*   دور اندیشی بردن فرمان خدا وسرپیچی  از هوای نفس است .

*   بزرگی دنیا وآخرت نصیب کسی است که بخشنده باشد .

+ نوشته شده در  جمعه 27 تیر1393ساعت 16:32  توسط علی فرزانه  |