Banak va Goonagoon

بنک و گوناگون

ارتباط قلب ورگهای خونی/ گرد آورنده مجتبی فرزانه

ارتباط قلب ورگهای خونی

قلب اساسا یک پمپ عضلانی توخالی است  که بدون توقف ، خون را به سراسر بدن پمپ می کند .

اگر چه قلب بزرگتر از مشت دست نیست ، ولی در طول مدت عمر در حدود 300 میلیون لیتر خون را پمپ می کند .

رگهای خونی بزرگی که به قلب متصل اند ، خون را به ریه ها وبدن می برند وباز می گردانند ، رگهای خونی کوچکتری که روی سطح قلب قرار دارند ، غذا واگسیژن به آن رسانده ومحصولات دفعی ، از قبیل دی اکسید کربن را از آن خارج می کنند .

سمت راست قلب دهلیز وبطن راست  قرار دارد :

در داخل قلب ، چهار بخش یا محفظه ی  جداگانه وجود دارد .

سمت راست قلب که از دهلیز راست وبطن راست تشکیل می شود خون کم اکسیژن را دریافت می کند .

قلب بین دو ریه ، در روی دیا فراگم  ( ورقه عضلانی گنبدی شکلی که سینه وشکم را از هم جدا می کند ، قرار دارد . 

حدود دو سوم قلب در سمت چپ بدن قرار دارد ، ماهیچه قدرتمند قلب بطور مداوم  منقبض می شود وخون را از قلب به دیگر قسمت های بدن می راند . این نوع خاص ماهیچه  هیچگاه خسنه نمی شود  وفقط در قلب وجود دارد .

تپش قلب وسرعت آن :

قلب در تمام مدت عمر با سرعت بیش از یکبار در ثانیه می تپد ، خون از رگهای خونی که ( سیاهرگ )

نامیده می شوند به درون قلب می ریزد . ماهیچه قلبی  خون را به سختی  فشرده   وخون تحت فشار به درون  رگهای دیگری که  به  ( سرخرگ ) موسومند رانده می شود ، همانگونه  که ذکر گردید قلب از نوع خاصی ماهیچه ساخته شده است که هیچگاه  خسته نمی شود ، این ماهیچه  60 – 80 بار در دقیقه فشرده ورها میشود . وقتی که که ورزش می کنیم  این تعداد می تواند تا  100 بار در دقیقه  افزایش یابد رگهای خونی :

خون وقتی که از قلب خارج می شود ، به همه جا نمی ریزد . بلکه به آرامی وارد لوله هائی بنام رگ های خونی می شود . نخست خون به داخل لوله هائی بنام سرخرگها  جریان می یابد . سرخرگهائی که  قلب را ترک می کنند لوله های ضخیمی هستند ، بزرگترین آنها ( آئورت ) نام دارد که قطر آن 2/5 سانتی متر است . سرخرگها بلا فاصله به لوله های کوچکتر زیادی تفسیم وشاخه  شاخه می شوند .

این رگهای خونی ، خون را به همه قسمتهای بدن  حمل می کنند . هر چه از قلب دور ترمی شوند ، رگ های خونی بیشتری وبا اندازه های کوچک تری وجود دارد .

باریکترین رگ های خونی ، ( موی رگ )  نام دارد که برای دیدن آنها نیاز به میکروسکوب است .

موی رگها به یکدیگر ملحق می شوند . ورگهای بزرگتری  را بوجود  می آورند ،  این رگها ،  خون را  به سمت قلب بر می گردانند .  این رگها سیاهرگ نامیده می شوند . که هرچه به سمت قلب نزدیکتر می شوند ، تعدادشان کمتر واندازه شان بزرگتر می گردد .گرد آورنده :   ( مجتبی فرزانه )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 آذر1393ساعت 3:10  توسط علی فرزانه  | 

فرهنگ اندیشه ها / تعلیم وتربیت ترجمه استاد احمد آرام

 فرهنگ اندیشه ها -  تعلیم وتربیت / ترجمه استاد احمد آرام

تعلیم علم به کودکان نباید با بدن افسانه ای به حال سکون یا حرکت یک نواخت آغاز شود ، بلکه با بدن آدمی باید آغاز شود . ( ج.ب.س . هالدین )

به کودکانی که استعداد کارهای دستی دارند ، آموزش حرفه ای بدهید ، آن وقت خواهید دید که دادگاه های کودکان  در آینده کار کمتری خواهند داشت .  ( لاز )

گسترش حالات وخصوصیات مطلوب که مجموع آنها چیزی را به نام شخصیت می سازد اساسی ترین کار مدرسه است . ( دکتر فرانک کودی )

تجربه نشان داده است که از میان کودکانی که قدرت عقلی برابر دارند ، آنان که در کودکی مورد توجه  فراوان قرار نمی گیرند وتا ساختمان آنها قدرت وقوت پیدا نکرده به تحصیل نمی پردازند ، ولی از تربیت بدنی خوبی بهره مند می شوند بسیار زود بر کساتی پیشی می گیرند که زودتر درس را شروع کرده  ودر نوجوانی کتابهای بیشاری خوانده اند  ( شپور تسهایم )

تعلیم در کلاس درس پایان می پذیرد ، ولی تربیت تنها بازندگی شروع می شود  کودک به جهان سپرده می شود  تا اورا تربیت کند . ( ف . و . رابر تسون )

به  فرزندان خود ضبط نفس را بیاموزید  وچنان کنید که هوسها  وتعصبات وتمایلات شیطانی خویش را در زیر فرمان اراده قوی و معقولی قرار دهند ، آن وقت است که برای از بین بردن بد بختی از زندگی آتیه ایشان وبر انداختن جنایات از اجتماع کار فراوانی انجام داده اید .

علم ومعرفت شامل همه آن چیزی نیست که در اصلاح کلی وسیع تعلیم وتربیت مندرج است ، باید احساسات تحت نظم در آید ، هوسها محدود شود انگیزه های صحیح وارزنده الهام شود ، احساس دینی عمیقی تلقین شود و بنا بر مقتضیات  اوضاع واحوال اصول پاک  اخلاقی ترزیق شود ، همه اینها از تعلیم و تربیت است  . ( دانیل وبستر )

ملاکهای تعلیم وتربیت آزادی بخش ، بدان گونه که کما بیش از زمان ارسطو به این ظرف شناخته شده به تدریج توسط کسانی که بسود مندی  واحساساتی بودن تربیت توجه کرده اند ( ایرو بنگ بلابیت )

تربیت تنها رآی بعضی از بیماریهاست  که جهان جدید تولید کرده است  ولی اگر بیماری را نیابید ، دارو چیززاید است . ( جان بوچان )   

مآخذ : روز نامه پارس  

______________  

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 آذر1393ساعت 23:31  توسط علی فرزانه  | 

کشاورزان گوجه کار در استان بوشهر

کشاورزان گوجه کار در استان بوشهر

در جهان امروز یکی از مشکلات بشر تآمین نیاز های غذائی است  ، واین به گونه ایست که امنیت غذائی یکی از اهداف مهم وسرلوحه بر نامه دولتها قرار گرفته ، که باید به شغل کشاورزی اهمیت بیشتری داده شود وتوسعه گردد ،   تولید محصولات کشاورزی نیازمند دو گروه اساسی عوامل تولیدی می باشد .خوشبختانه در شهرستانهای استان بوشهر بلحاظ موقعیت جغرافیائی وزیست محیطی  فعالیت کشاورزی کشت نخل  وغله و تماته ( گوجه فرنگی ) امکان پذیر بوده ومی باشئد .

بخش کشاورزی بطور مستقیم شاخه اصلی فعالیت های اقتصادی بسیاری از ساکنین استان تشکیل داده است در صورتیکه در امر افزایش تولید توجه بیشتری گردد امکان کسب در آمد ارزی خوبی با دارا بودن دریا ومرزمشترک دریائی وجاده ای ، با همسایه ها  از طریق صادرات میسر خواهد بود که بر سایر بخش های اقتصادی به تدریج  با توجه به نیازهای بخش کشاورزی از قبیل ابزارآلات کشاورزی در توسعه صنعت  وهمچنین مبادله محصولات در توسعه بخش خدمات نقش مهمی را ایفا می کند که درامر اقتصاد وایجاد شغل تآثیر بسزائی خواهد داشت لذا باید نارسائی ها را بر طرف ونقیصه مورد توجه بیشتری قرار گیرد . اگربه خوبی دقت و توجه کنیم  محصولات کشاورزی از قبیل ، گوجه فرنگی ، سیب زمینی ، پیاز ، سیر ، از اقصی نقاط عالم با تحمل هزینه های حمل ونقل از راه های دور ، به کشورهای حوزه خلیج فارس سرازیر می گردد وبجای آن ، ارز هنگفتی  به آنسو روانه می شود .. در حالیکه بین ما واین کشورها نسبت به دیگران فاصله بسیار کوتاهی داریم خبری از متاع ما در این بازار نیست واگر باشد با مقایسه دیگران بسیار کم رنگ وناچیز می باشد ، خوبست عوامل را شناسائی ومشکلات برطرف نمود .

همانگوریکه میدانیم ، عوامل تولید محصولات کشاورزی دو چیز است که در ذیل می آورم اما عوامل جمع آوری به موقع ، بازار یابی ، مصرف ، نگه داری  وصادرات نیز باید شناخت و مورد توجه قرار گیرد ، متآسفانه در گذشته نه چندان دور در این باب قصور شده وکشاورزی که از طلوع فجر تا پاسی از شب در گل ولای وآب ورطوبت می پلکد و انواع بیماریها  از قبیل روماتیسم ولمبا گو ونقرص اورا تهدید می کند در نهایت چاره ای جز پذبرش خسارت واتلاف وقت چیزی نصیبش نمی گردد !

عوامل فیزیکی تولید  از قبیل :

زمین ، بذر ، آب ، و نیروی کار ووسائل لازم که وجود آنها از نظر کمی وکیفی شرط اساسی ولازم برای تولید است موجود و  دوسه ماهی است کشاورزان استان بویژه شهرستانهای جنوبی ازجمله کشاورزان شهر ساحلی بنک ، وحومه همانند سالهای گذشته  به منظور کشت وتولید محصول گوجه فرنگی ( تماته )  شبانه روز در تلاشند  وبا تحمل سختی های طاقت فرسا عوامل فیزیکی  فوق الذکر که عبارت از : زمین ،  آب ، ونیروی کار آماده نموده  ،  بذرلازم  نیز ازاقصی نقاط  کشوراز نوع  مرغوبترین ، گرانترین  و بهترین با هزینه های سنگین  تهیه دیده وزمین مورد نظر جهت کشت این بوته که  ثمر آن بدون استثناء بر سر همه سفره ها و به همه منازل راه دارد ، لذا کشاورزان این خطه به منظور تولید آن دوسه ماهی است ، زمین مورد نظر را از هر جهت آماده کرده ودرتلاش و فعالیت هستند ، تا بتوانند محصول خوبی به موقع  بدست آورده  و به بازاربرسانند  شاید ، خسارت وزیان وارده  سال زراعی گذشته  که ناشی از کساد  ورکود بازار بود وباعث خسارت عمده به این قشر زحمت کش گردید ، جبران شود ، زیرا در نیمه  سال  زراعی گذشته به علت نبود مدیریتی صحیح  کشاورزان محصول خود را با وجودیکه  سرسبز ومالامال از میوه  وثمربود بعلت کساد ورکود بازار با تحسّر و تحمل زیان فراوان در بوته ولاله ها رها نموده  ونتیجه چهار پنچ ماه  تلاش وکوشش شبانه روزی در سرمای زمستان وگرمای پائیز وتابستان بر باد رفته ، محصول خود که با هزاران امید وانتظار کاشته بودند در زمین رها کردند ، مرتع وچراگاه چهار پایان در بوته  ولاله ها گردید وکشاورزان که  با هزار امید وآرزو در سرما وگرما  شبانه روز مشغول آبیاری ومراقبت بودند امیدشان  نا امید گردید  آخر الامر ، با دست تهی   روانه منزل خود گشته ، تا با اهل وعیال و خانواده درد دل کنند .

خوبست دولت محترم  بویژه مسؤلين محترم  جهاد و امور كشاورزي استان به منظور جلوگیری اززیان وتضییع وقت برنامه صحیح ومناسبی  مدیریت نموده و برای جلب این محصول به بازار ، جهاد کشاورزی تحت عنوان شرکت سهامی ، اقدام به تآسیس وراه اندازی کارخانه های کنسرو سازی با کشاورزان همسو شده وبر نامه مناسبی برای جذب سرمایه اولیه وبودجه لازم جهت آن تدارک ببیند تا زحمت کشاورزان ازبین نرود . در این باب جهاد کشاورزی می تواند  با مدیریت صحیح  وهدفمند کشاورزان را برای سرمایه گذاری در این امر تشویق نموده وبا تآسیس و ایجاد چند کارخانه کنسرسازی در استان همت گمارند ، با ایجاد آن   تولید را افزایش وتوسعه داده بطوریکه کشاورزان شهرستانها نیز در این امر سهیم گردند وبصورت شرکت سهامی کشاورزان استان  زیر نظر جهاد راه اندازی و مدیریت گردد  .

به منظور یاد آوری ضرر وزیان تلخ سال گذشته مقال وعکسهائی را که در پایان سال زراعی  در این وبلاگ منتشرکردم  مجددا  در ذیل درج می گردد امیدوارم  امسال وضع کشاورزی استان پر برکت گردد  و رونق  پیدا کند ، گوجه کاران نیز در پایان سال زراعی  خلاف گذشته با دلی شاد ودستی پر به خانه وکاشانه خود بروند  برای دستیابی به گزارش سال گذشته در اینجا کلیک کنید  .

 http://banakvagoonagoon.blogfa.com/post-564.aspx

 دوشنبه  24 آذر 93 - علی فرزانه 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آذر1393ساعت 21:48  توسط علی فرزانه  | 

پندی از سعدی به زمامداران وحاکمان

پندی از سعدی به زمامداران وحاکمان

سعدی به زمامداران وحاکمان وآنها که سررشته امور ملک را بدست دارند ، هشدار می دهد ومی گوید :

بد ونیک مردم چومی بگذرد            همان به که نامت به نیکی برند

وبرای آنکه نام آنان که مهار امور ومهمات بکف گرفته اند ، تا ابد به نیکی برده شود ، توصیه می کند که باید خدا ترسان و خدا شناسان مآمور تمشیت واداره کارها شوند که :

بد اندیش  تست وخوانخوار خلق          که نفع تو جوید در آزار خلق

ریاست بدست  کسانی خطاست        که از دستشان دستها بر خداست

مکافات  مؤذی  بمالش  مکن             که  بیخش  بر آورد  باید زبن 

سر گرگ  باید هم  اول  برید              نه چون  گوسفندان  مردم درید

این سخنان در هر دوره وزمانی ، می تواند مایه سعادت ونیک بختی هر قوم وملتی شود  واز آنجا که افراد بصیر وآگاه باید از گذشته پند  گیرند وعبرت  آموزند ، لذا باید گفت که کلام سعدی ، اگر نصب العین قرار گیرد ودر هر حال ، خدا ترسان عامل و .گار گزار دولت شوند وبا عدل ونصفت با مردم رفتار کنند دیگر شاهد ظلم و ستم در زاد وبوم خویش نخواهیم بود  وگام در راه عافیت وسلامت خواهیم گذاشت .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آذر1393ساعت 1:30  توسط علی فرزانه  | 

در بیان مصائب روز اربعین سید الشهداء (ع )

در بیان مصائب روز اربعین سید الشهداء  (ع )

اربعین شاه دین سلطان مظومان رسید

موسم اندوه وحزن وناله وافغان رسید

اربعین آمد که زینب با دو چشم خونفشان

بر سر قبر حسین با سینه سوزان رسید

گفت ای جان برادر گوش کن تا گویمت

بس جفا بر زینب از فرقه عدوان رسید

رآس تو شد بر سنان ای زینت دوش نبی

بر اسیری بودن من ناقه عریان رسید

چون تن زار تو افکند ند عریان روی خاک

زان غبار غم رمد بر دیده غلمان رسید

چون بدیدم کوفه وبزم عبیدالله دون

اشک چشمانم زغم برلجه عمان رسید

از سر بازار شام ومجلس شوم یزید

من بدیدم بر لب لعلت زکین خزران رسید

ای برادر دیده بگشا بین که لیلای حزین

بر سر قبر علی (ع ) با دیده گریان رسید

گوبه عباس دلاور ای علمدار رشید

خیز کلثوم حزین از کوفه ویران رسید

اصغر ناخورده شیر  خفته اندر مهد خاک

مادرش از شام ویران شیر در پستان رسید

حجله داماد را برگو که  تا زینت کنند

نوعروست مو پریشان  با دل بریان رسید

مذنب خونین  جگر تو کوته کن سخن

دود آهت بر جنان بر دیده  حوران رسید 

بر گرفته از : کلیات هفت جلدی مخزن  الاشعار

حاج شیخ غلامرضا ی واعظ  ( مذنب )

شنبه روز اربعین  1436 ه- 22 - 1393 آذر 93

+ نوشته شده در  شنبه 22 آذر1393ساعت 1:29  توسط علی فرزانه  | 

از سخنان گهر بار امام حسن (ع )

بنام خداوند بخشنده مهربان

از سخنان گهر بار امام حسن (ع )  :

امام حسن مجتبی علیه السّلام  فرمود :

·       کسی که قرآن را بادقّت قرائت نماید ، در پایان آن اگر مصلحت باشد دعایش سریع مستجاب خواهد شد ، واگر مصلحت نباشد ، در آینده مستجاب می گردد.

·       همانا در این قرآن چراغ های هدایت  به سوی نور و سعادت موجود است واین قرآن شفای دلها وسینه هاست .

·       هرکه نماز صبح را بخواند ودر جایگاه خود بنشیند تا خورشید طلوع کند برایش پوششی از آتش خواهد بود .

·       علم ودانش را از هر طریقی فراگیرید  وچنانچه نتوانستید آنرا در حافظه خود نگه دارید (ثبت کنید ) وبنویسید ودر منازل خود در جای مطمئن قرار دهید .

·       هر کسی خدا را بشناسد   در عمل وگفتار اورا دوست وکسی که دنیارا بشناسد  آن را رها حواهد کرد .

·       بین حق وباطل چهار انگشت  فاصله است  ، آنچه که با چشم خود ببینی  حق است ،  وآنچه را شنیدی ویا آنکه برایت نقل کنند  چه بسا باطل باشد .

·       سرزنش وننگ شمردن مردم انسان را ، آسانتر است از معصیت وگناهی که موجب آتش جهنم شود .

·       وقتی انسان برادرمؤمن .. ودوست خودرا ملاقات نمود ، باید پیشانی وسجده گاه اورا ببوسد .

·       مفهوم ومعنای سیاست آنست که حقوق خداوند وحقوق موجودات زنده  وحقوق مردگان را رعایت کنی .

·       هیچ گروهی در کارهای اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی  و .. با یکدیگر مشورت نکرده اند مگر اینکه به رشد فکری وعملی ..رسیده اند . آن خوبی که شر وآفتی در آن نباشد شکر در مقابل نعمت ها  وصبر وشکیبائی در برابر سختی هاست .

·       کسی که عادت سؤال وحالت پرس  وجو دارد مثل آنست که نصف علم هارا فرا گرفته باشد .

·       کسی که دوستان وبرادرانش را سبک شمارد ونسبت به آنها بی اعتنا باشد مرّوت وجوانمردیش فاسد گشته است .

·       همانا در روز قیامت بندگان به مقدار عقل ودر وشعورشان مجازات می شوند .

·       امام حسن علیه السلام  به بعضی از فرزتدانش فرمود :

ای پسرم با کسی دوستی وبرادر ی برقرار مکن مگر آنکه اورا از هر جهت بشناسی ومورد اطمینان باشد ، پس هنگامی که چنین فردی را یافتی در همه امور با او باش .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 آذر1393ساعت 23:22  توسط علی فرزانه  | 

گهگل ( گه گل ) با فتح هردو گاف / نوشته : ع - فرزانه

گهگل ( گه گل )  با فتح هردو گاف / نوشته : ع - فرزانه

از قدیم الایام ، تا پنجاه شست سال پیش در روستای ( بنک ) از توابع کنگان که فعلا این روستا ، بعنوان یکی از شهرهای معروف ساحلی جنوب  استان بوشهراست  ، همه ساله  در فصل پائیز، قبل از اینکه کشاورزان غله های ذخیره شده  ( بذر ) که بعنوان تخم و برای کشت از جو وگندم نگه داشته اند تا در زمین  زراعی  خود بریزند ( بکارند )  وشخم کنند . بنا به خواست اهالی و به دستور کدخدا ، در یکی از شبهای اواخر پائیز  که مردم در منزل خود حاضر وصدای جارچی را بخوبی می شنیدند  ،  شخص جار چی محل نیز که مرحوم حسن یوسف ( معروف به حسن یسفی ) بود ، در جای معیّن ویا در کوچه وگذر گاه ها  در حال حرکت  باصدای بلند جارمی کشید وبه اطلاع اهالی روستا می رساند که ، طبق معمول سنوات گذشته ، گهگل ( گه گل ) راه افتاده بنا بر این  دام داران ، چهار پایان  ودام های خود را به صحرا وبیابان رها نکنند تا آسیبی به غله وکشت وزرع مردم نرسد وگر نه ، مسؤلیت خسارت وتخریب کشت زرع وحاصل ومحصول همچنین حبس دام بعهده  صاحبان آنهاست ، همزمان  نقطه تجمع  دامها را تعیین می گردید ، تا قبل از روانه به صحرا ، همه دام داران ، چهار پایان خود را  پیش از طلوع آفتاب  به آن مکان ببرند  وقبل از غروب تحویل بگیرند . البته این ( جار) محلی که نوعی اطلاعیه شفاهی است  مربوط به نگه داری  وبه صحرا بردن گاوان وخران است ، شامل ( بز وگوسفند )  بخاطر داشتن چوپان نمی شد .

 در وسط روستا  روبروی منزل  اوستاد علی  ( مرحوم مشهدی علی نجار)  میدان نسبتا وسیع و مناسبی قرار داشت ، این مکان به علت موقعیت ووسعتی که داشت  محل جمع آوری وجلب چهار پایان برای مدت کوتاهی از چهار سوی روستا به این نقطه  بود ،   سپس بطرف  صحرا وچرا گاه ها حرکت می دادند ،  کسانی  که دامها را به منظور چراگاه  ونگه داری  تحویل می گرفتند  و به صحرا می بردند دو نفر بودند که به  آنها ( گاو بون )  هموزن باغ بون  گفته می شد . هر روز صبح  قبل از طلوع آفتاب ،  گابون ها برای مدت 10 – 15 دقیقه در مکان پیش گفته حاضر و منتظر می ماندند  تا دامداران  چهارپایان خود را به جایگاهی که  از پیش تعیین شده است برسانند ، در آن زمان ، نامدار لطفعلی هاشمی  و عباس گله داری  که  هردو بومی ومحلی بودند ودر امانت  داری  مورد اعتماد مردم بودند ، مسؤلیت سنگین نگه داری وچرای دامها را به عهده می گرفتند و بعنوان : ( گاو بون )  با قرار داد قبلی ،  وتعیین اجرت ، قبل از طلوع آفتاب  تا  پیش از غروب و ظیفه محوله را انجام می دادند و این کار تا زمانی که  مردم  سر چاه وزراعت خود که فصل برداشت  ودرو است ،  نرفته اند  به عهده می گرفتند . 

ناگفته نباشد: ( نامدار هاشمی وعباس گله داری ) عند الزوم گاوبانی  نموده وگهگل راه می انداختند ، چند سالی است که هر دو نفرفوق الذکر دار فانی را وداع گفته و برحمت ایزدی پیوسته اند  . روحشان شاد ویادشان گرامی باد .

+ نوشته شده در  شنبه 15 آذر1393ساعت 2:35  توسط علی فرزانه  | 

دعاگو...! / علی فرزانه

دعاگو...! / نوشته  : علی فرزانه

محمود آقا واکسی سر خیابان در دعا کردن انسانی افراطی است وما به این جهت او را (دعا گو ) خطاب می کنیم ،خودش همین عنوان را پذیرفته وهر وقت به او می گوئیم حالتان چطوراست ؟ لبخندی می زند وجواب میدهد ( دعا گوی شما هستم ! )  وقتی من وساکنان  دیگر محله که حوصله واکس زدن کفش رانداریم ، برای صیقل دادن کفشهای کهنه ونیمدار خود وارد مغازه اوسا محمود می شویم او مسلسل وار به دعا گوئی می پردازد وآنقدر دعا می کند که اگر گیرا ومؤثر بود ، حالا نه غمی داشتیم ونه دردی و پولمان از پارو بالا میرفت . چه حیف که اوسا محمود دعاهایش مستجاب نمی شود .   

محیط زیست : 

------------

یکی دو هفته پیش بعد انتظاری بسیار طولانی باران رحمت از الطاف بی کران خداوند کریم بر مردم چشم انتظاراستان بوشهر وشهرستانهای تابعه،  بویژه  شهرستان های کنگان وعسلویه که از شدت آلودگی شبانه روز رنج میبرند وآسایش دراین منطقه بعلت آلودگی شدید محیط زیست رخت بسته ومردم به سختی نفس می کشند چند ساعتی باران بارید وتاحدودی فضا وآسمان منطقه که ، مدتها در اثر آلودگی شفافیت وزیبائی خودرا از دست داده است ، چهره واقعی و زیبا ی خود را ، ازپشت انبوهی از قیر وگاز ونفت ومشتقات گوناگونآن پنهان بود برای مدت کوتاهی به مردم نشان داد ، ولبخندی زد که این است رخسارواقعی من ، منتهی دست بنی نوع بشر که هم نوع شما هستند مرا بد نام جلوه داده  و کار بجائی رسانده اند که  مردم هر روز وهر شب مرا نفرین می کنید !  

بلوار وفاق وخیابانهای داخلی شهر

-----------------------

یکی از دوستا ن ساکن دیر است ، از فرصت استفاده نموده ، خواستم با او تجدید دیدار کنم .در نزدیکی ایستگاه  تاکسی وماشینهای کرایه کشی  ، مغازه کوچک واکسی وکفاشی محمود آقا قرار دارد . گاه گاهی به آن مغازه سری میزدم واوسا محمود کفشم را به خوبی براق می کرد و صیقلش میداد برای صیقل دادن به کفشم وارد دکان (  دعا گو) شدم  زیرا   قبل از حرکت  کفش خود را بررسی کردم براثر شل وگلی که بعد از باران در خیابان وروی آسفالت گرفته بود  رنگ کفشم زشت و زیر روی آن قشر ضخیمی از شل وگل گرفته بود وبا این وضعیت نمیشد به منزل دوست رفت ، وارد مغازه اوسا محمود ، شدم تا گل ولای از سیمای کفشم بزداید وآنرا نو جلوه دهد ، عمده این است که کفش ظاهری براق ودرخشان داشته باشد ، حالا کفش سوراخ باشد  وآب از سوراخش به جوراب نفوذ کند ، بکند . بهر حال  وارد مغازه اش شدم . سلام کردم واحوالش پرسیدم مثل همیشه ، جواب داد : دعاگوی شما هستم . تعارف کرد و صندلی آورد نشستم . درهمین حیص وبیص یکی دیگر ی وارد مغازه شد وکفش او هم مانند کفش من مشکل داشت .گفتم خدا را شکر باران خوبی بود ای کاش شهرداری چاله چولهای توی شهررا  پر میکرد  تا مردم براحتی رفت وآمد کنند رانندگان  وموتور سواران نیز هنگام رانندگی زیکزاک نروند ، جواب داد :خدا خیرشان دهد که به این چیزها فکر نمی کنند من که دعا گویشان هستم .خصوصا مثل همچو روز بارانی ..گفتم اوسا محمود اگر شهر تمیز باشه وخیابانها آباد افنخارش برای شهروندان  وآسایش وراحتی رفت وآمد  نصیب همه میگردد ، کسی هم از دست اندازها  رنج نخواهد برد وهمه به جان مسؤلین دعا خواهند کرد .ادامه دادم اگر بلوار وفاق  که قرار بود بین کنگان و دیر اجرا شود انجام میگرفت ، 7 کیلومتر بین کنگان ودیر را  در کمتر از 5 دقیقه طی می شد ونیا زی نبود رانندگان از کنگان دور تادورلمبدان وبردستان طواف کنند تا به دیر برسند وهزاران محاسن دیگر ازلحاظسرعت عمل در رفت وآمد و اقتصاد منطقه نقش خوبی خواهد داشت . تازه وارد به حرف آمد وگفت ما رانندگان روزی 10مرتبه به دیر آمد وشد می کنیم وبه بهانه دوری راه وهزینه بنزین واستهلاک لاستیک و... پول خوبی ازمسا فران عایدمان می گردد لذا از خدا میخواهیم که اجرا نشود ، ودعا گویشان هم هستیم  اوسا محمود گفت من هم دعا گوهستم ! گفتم :  اوسا در این وسط  توچه نفعی داری  که دعا میکنی ؟! گفت : حیف از شما ، باید می پرسید ، چه نفعی نبرده ام ، عرض کنم به حضور سرور عزیز خودم که : وقتی خیابانها را آسفالت کردند ، کفشها کمتر کثیف می شوند ، آخر گل ولائی نبود وهنگامی که باران می آمد آسفالت ها را می شست ولی حالااز برکت همین گل ولای خیابان کار وکاسبی ما سکه شده .گفتم معلومه با یک قوطی واکس  حد اقل  بین 30 – 40  تا کفش را واکس میزنی وبرق می اندازی وپول خوبی در می آوری ، چرا ناراضی باشد  خندید وگفت کجای کاری اول پائیز آمدند وبرای کابل برق وآب   وگاز بعضی  از منازل درمحله ها  آسفالت کندند وسیم ولوله آب عبور دادند ومحل کابلها را بدون آسفالت رها کردند ورفتند وحالا با کوچکترین نمی  گل وشل تمام سطح خیابان وپیاده رو را می گیرد ، کفش ها کثیف می شوند  چون  آقایان وخانمها که اهل اداره جات هستند وبا کفش آلوده نمی توانند به اداره بروند هر روز به من مراجعه می کنند و واکس میزنند ، پس من هم  حق دارم که دعاشون کنم . ع - ف - پنجشنبه 13 آذر 93

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 آذر1393ساعت 5:51  توسط علی فرزانه  | 

جایگاه مؤ منين در روز قیامت

جایگاه مؤ منين در روز قیامتبه درستیکه پر هیز گاران در روز قیامت در بوستانهائی باشند که مملو از اشجار ومیوه باشد ، ودارای جویهای وسیع که آب وشیر وعسل ، وشراب بهشتی در آن جاری باشد . ودر جایگاهی رفیع در مجلس حق ونیکان پسندیده قرار گیرند ، که در آن لغو و اثم نباشد ، نزد پادشاهی که مبهم است امر او بر جمیع افهام ، وعاجز است  وعاجز است از ادراک آن همه ظنون واوهام  ، صاحب اقتدار ، وتوانا بر همه چیزها  بر وجهی که هیچ شیئی نیست که تحت قدرت ملک او خارج باشد . پس کدام منزلت اکرم واعظم از منزلت ایشان باشد واجمل واشمل از این سعادت ومراد آنست که اهل تقوی در کنف وجوار آفریدگار خود باشند  به حیثی که مستغرق غواشی رحمت وافضال جمیله او باشند .در کشف الاسرار آورده که در عبارت عند ملیک مقتدر کلمه عند مشعر است بتقرب وتخصیص ، که اهل قرب فردا در آن سرا بدانعبدالله برید گوید : که اهل بهشت مکان ومرتبه ایشان دون مقعد صدق باشد وهر روز به این موضع آیند ، واستماع قرآن کنند ، واز آن التذاذ تمام یافته فرحناک وخندان به مقام خود باز روند 

حکایت :

در ذبل آیه شریفه  فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر داستانی نقل شده است که بیان آن بی مناسبت نیست . در خبراست که روزی حضرت موسی علیه السلام بمناجات می رفت ، بر ویرانه ای بگذشت ناله اب از آنجا بگوش او رسید ، چون نگاه کرد ، دید برهنه ای در خاک خفته  ، وخشتی زیر گرفته ، وعورت خودرا به پلاسی پوشیده می نالد ، ودر ناله خود چیزی می گفت موسی ( ع ) نزد وی رفت ، دید که می گفت :  الهی تری غربتی وفاقتی ووحدتی وتعرف فقری وفاقتی ، پس حضرت موسی علیه السلام بمناجات رفت  و چون اراده مراجعت کرد ، خطاب خداوند متعال بوی رسید ، که ای موسی چرا پیغام آن درویش را به من نرساندی ، واحوال او بر ما عرض نکردی . گفت : بارخدایا تو عالمی که وی حکایت  وحدت ووحشت خود میکرد  وشکایت فقر وفاقه خود می نمود . حق تعالی فرمود : ای موسی اورا از من سلام برسان که تو تنها نیستی منکه خداوندم امین توام ، وغریب نیستی  که من جلیس توام ، ودرویش نیستی که من وکیل ما یحتاج توام . موسی علیه السلام بیامد وبر بالین آن درویش بنشست  وپیغام خدا بگذارد. درویش گفت یا کلیم الله آیا مرا مرتبه ایست که حق تعالی حدیث من بشنود وجواب دهد ؟ پس نعره ای زد وجان را به حق تسلیم کرد – موسی برخاست وجماعتی را مطلع کرد با اشراف بنی اسرائیل بیامد تا آنرا دفن کند چون به آن ویرانه رسید پلاس وعورت وخشت  زیر سر را دید که آنجا افتاده ، ودرویش پیدا نیست . مناجات کرد که خدایا این درویش کجاست ؟  زمین اورا فرو برد یا گرگ اورا بخورد ؟ جبرئیل آمد وگفت یا موسی حق تعالی می فرماید که این چه گمانیست به دووستان ما می بری ، این درویش همان بود که در دنیا شیطان اورا طلب کرد ونیافت  وملک الموت در نزد نزعش طلبید وراه به او نبرد ، ومنکر ونکیر در قبرش جستند ونیافتند ورضوان در بهشت جستجو کرد به او نرسید ،  مالک دوزخ طلب او کرد وی را نیافت . موسی گفت : پس کجا رفته است ؟ جبرئیل خطاب را بر او خواند که دوست نباشد مگر نزد دوست ( فی مقعد صدق عندملیک مقتدر ) واین مقام بالاترین مقامها است وانبیاء واولیاء بصدر مرتبه آن قرار گاه است .  وهمانطوری که اشاره شده است ، اهل ایمان وخواص آنها که به مرتبه قرب نزدیک شدند ، خداوند تبارک وتعالی بر آنها نعمت را تمام کرده ، ودر آخرت با پیغمبران وامامان خود در مراتبی نزدیک بهم قراردارند ، واز فیض اینکه با دوستان خدا مصاحب ورفیق هستند  بهره مند خواهند شد ، واین مقام  در آنروز حاصل نمی شود مگر اینکه امروزمقدمات آنرا در دنیا فراهم کرده باشند  یعنی اولین شرط آن سلب محبت از این دنیای دنیه است  وبعد توجه به تمام صفات ایمانی است تا به مرحله ایکه قابلیت وشایسنگی آن مقام حاصل شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 آذر1393ساعت 1:39  توسط علی فرزانه  | 

همسفر انگلیسی

از: آل فردد وموسه      ترجمه کوتوال انتقامی

--------------              ------------

همسفر انگلیسی

در دلیجانی که با آن مسافرت می کردم  ما دوازده  سیزده نفری بودیم که رویهم فشرده ومثل بار انباشته شده بودیم . من دچار تشویش واضطراب بودم  واحساس می کردم چسزی نمانده تز خود بیخود شوم وبمیرم .

                                            ***

دست راستم مرد لاغر اندامی شبیه اسکلت وسما چپم جوان ورزشکاری نشسته بودند .

استخوانهای اولی بدنم رت سوراخ می کرد  وسنگینبی  بدن دومی چیزی نمانده بود مرا خرد کند .تکانها وفراز ونشیب های راه سنگلاخ وناهموار بکلی مغزم را پریشان کرده بود .

                                             ***

وقتی یکب از مسافرین خمیازه میکشید  دیگری سوت می زد ووقتی یکی صحبت می کرد دیگری آواز می خواند  وبالاخره سگ کوچک یکی از مسافرین بینی پهنش را از پنجره بیرون گذاشته بود وزو زو می کشید .

                                            ***

گرد وخاک جاده مرا به سرفه انداختع بود طفل یکی از مسافرین  گریه می کرد وپرستارش با ضربات دست می خواست اورا آرام کند . پسرکی آواز می خواند ، اما باهمه تلاشش  همچون مگسی بود  که وز وز می کرد !

                                             ***

سرانجام به مقصد رسیدیم . اما آنچه مرا دچار تعجب کرد این بود که همسفر انگلیسی  من بهیچ وجه از این وضع گله و شکایتی نداشت  واصلا در تمام راه دهان خود را باز نکرد ، مگر وقتی که می خواست چیزی بخورد یا بیاشامد !

                                                                                  ( برگرفته   از روزنامه پارس )

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 آذر1393ساعت 1:2  توسط علی فرزانه  | 

مطالب قدیمی‌تر