مهمان نوازی (اکرم الضّیف ولو کان کافرا )
دعای روز ششم ماه مبارک رمضان
******
اللّهم لا تخذلنی فیه لتعّرض معصیتک ولا تضربنی بسیاط نقمتک وزحزحنی من موجبات سخطک بمنّک وایادیک یا منتهی رغبة الرّاغبين
*******
دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان
اللّهم اعنّی علی صیامه و قیامه و جنّبنی فیه من هفواته و آثامه و ارزقنی ذکرک بدوامه بتوفیقک یا هادی المضلّین
*******
مهمان نوازی (اکرم الضّیف ولو کان کافرا )
مهمان نوازی واطعام مساکین از جمله صفات برجسته ایست که مردم بلند نظر ومنیع الطبع وکریم بدان متصف اند وبطوریکه از اخبار واحادیث استنباط می شود ، این صفت در درگاه حضرت احدیت ارج وبهای زیادی دارد .
حضرت رسول اکرم صل الله علیه وآله وخانواده عصمت وطهارت او مخصوصا مولای متقیان حضرت علی علیه السلام این صفت را بحد اکمل داشته اند وبهمین مناسبت آیات چندی در خصوص بذل وبخشش ومهمان نوازی حضرت امیر نازل شده است . بداستانهای زیر که برهمین موضوع است توجه فرمائید :
(شیخ عمران ثلثی) که یکی از عرفای مصر است ، روزی که مهمان نداشتی ، چیزی نخوردی وهرگاه برایش مهمان رسیدی هر موقع روز یا شب که بوده ، فوری سفره را افکندی وبا اوخوراک خوردی واگر روزی مهمان برایش نرسیدی ، روزه گرفتی ، روزی بامداد ، کسی بعنوان مهمان بر وی وارد نشده بود، اونیز نیت روزه کرد وتا نزدیک شام کسی بر او وارد نشد ، ولی نزدیک غروب برایش مهمان رسید . شیخ حیفش آمد که روزه خودرا برای مدت کمی بشکند ، از این رو مهمان را باذکر احادیث مشغول کرد تا روز تمام شد ، وموقع افطار شد وآن وقت سفره را افکند وبا مهمان مشغول تناول غذاگردید .
چون شب فرا رسید وشیخ عمران خوابید ، فرشته ای را بخواب دید که پیام حق تعالی را بدین سان به وی رسانید : ای عمران ! تو با ما عادتی نیکو داشتی ، ومارا باتو سنتی نیکو،
تو عادت خودرا بدل کردی ، مانیز سنت خودرا بدل کردیم ! شیخ چون بیدار شد ، مضطرب واندیشه مند گردید .
دیری نپائید که والی مصر به دهکده ( ثلث) که ملک عمران بود عاملی ( ترسا ) فرستاد وآن عامل نسبت به شیخ فشار آورد وسخت گیریها کرد ، بقدری که شیخ مجبور شد که از آنجا فرار کند وسرگردان گردد!
****
( یعقوب نبی ) وقتی که در ( بیت الاحزان ) معتکف بود ودر فراق ( یوسف ) آنقدر گریه کرد که کور شد وقامتش خمیده گشت ، روزی از سوزدل بدرگاه الهی توجه کرد واز این مصائب وبلاهائی که بوی وارد شده است ، نالید واستدعا کرد که خداوند تبارک وتعالی اورا از این همه رنجها نجات دهد وفرزند عزیزش را بوی باز گرداند . در این هنگام جبرئیل علیه السلام نازل شد وگفت : ای یعقوب ! پروردگارت می فرماید : که من فرزند تورا به تو باز می گردانم ولی تو طعامی فراهمنما ومسکینان را که دوست ترین خلایق منند اطعام کن .
سپس جبرئیل گفت : ای یعقوب آیا میدانی که چرا تو بدین مصایب دچار شدی ؟ یعقوب گفت نه ! جبرئیل گفت : تو روزی گوسفندی را بریان کرده بودی وبا فرزندانت اورا می خوردی در آنموقع مسکینی روزه دار بر در سرای تو آمد وبوی آنرا شنید واز تو سئوال کرد ، ولی تو نصیبی بوی ندادی ! واو مایوس شد ورفت واین عقوبتها جزای آن غفلت است که دامنگیر تو شد ، یعقوب چون این سخن را شنید ، حالش تغییر کرد وسر به سجده گذاشت واستغفار کرد و از حضرت احدیت پوزش طلبید واز آن پس هرگاه میخواست چاشت ویا ناهار ویا شام بخورد بر در سرای آمدی ومنادی کردی ومسکینان را دعوت نمودی تا بااو در خوراک شرکت جویند .
همچنین گویند که ( حضرت ابراهیم ) علیه السلام ، هیچ وقت بدون مهمان خوراک نخوردی وبهمین سبب است که این حدیث معروف را در باره او نقل کرده اند : ( قیل لابراهیم علیه السلام بما اخذک الله خلیلا ؟ قال : ماتغدیت وما تعشیت الا مع الضیف ! ) یعنی به ابراهیم (ع) گفته شد که چرا خداوند تورا دوست خود برگزید ) ؟ گفت : چون در شب وروز بدون مهمان خوراکی نخورده ام !
دوحه - گرد آورنده : ع- ف 6 مرداد 1391
برابر با هفتم ماه مبارک رمضان 1433