از الهی نامه های خواجه عبدالله انصاری
از الهی نامه های خواجه عبدالله انصاری
************
الهی : آنرا که خواهی اب در جویش روانست وآنرا که نخواهی چه درمانست .
الهی : روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم اکنون خود را می جویم ترا می یابم
الهی : همه نادانیم وهمه ناتوانیم اگر بخواهی در آرزوی آنیم واگر برانی مطیع فرمانیم
الهی : اگر مجرمم مسلمانم واگر گنه کارم پشیمانم اگر عقاب خواهی مطیع فرمانم واگر ر حمت فرمائی مستحق آنم
الهی : گدای تو بکار خود شادان است هرکه گدای تو شد در دو عالم سلطان است
الهی: به غم محبت تو شادیم وبه عمارت معرفت تو آبادیم درد محبت تو بلاست وبلا از دوست عطاست واز عطا نالیدن خطاست .
الهی : تا بتو آشنا شدم از خلق جدا شدم ودر دو جهان شیدا شدم نهان بودم پیدا شدم .
+ نوشته شده در جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳ ساعت 2:32 توسط علی فرزانه
|